چرا مزجات؟

داستان یوسف را که احسن القصص است

بی شک هر مسلمانی در کتاب حق دیده است

هنگامی که یوسف بر اریکه قدرت تکیه داد

و قحطی آل یعقوب را به تنگدستی کشاند

برادران با بضاعتی مزجات به پیش یوسف شتافتند

چرا که او را اهل کرم یافته بودند

و غافل از آن بودند که او برادرشان یوسف است.

ما نیز بضاعتمان مزجات است

اگر بضاعتی در کار باشد.

و مولایمان حجت بن الحسن روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفدا

هم عزیز سرزمین قلبهای عاشقان است.

تکیه بر اریکه بقیه اللهی دارد

و ما غافل از محبت های پدرانه اش

از بلایا رو به سویش آورده ایم

تا فریاد بر آوریم

 

يَآ أَيُّهَا الْعَزِيزُ مَسَّنَا وَ أَهْلَنَا الضُّرُّ

 
وَ جِئْنَا بِبِضَـاعَةٍ مُّزْجَاةٍ
 
 فَأَوْفِ لَنَا الْكَيْلَ وَ تَصَــدَّقْ عَلَيْنَآ إِنَّ اللَّهَ يَجْزِي الْمُتَصَدِّقِينَ«88»

بضاعت ایمان و معرفت در وجودمان مزجات است

با این حال شلاق روزگار مارا

به سوی مولایمان می کشاند.

آمده ایم تا دستانمان را در دستانش گره زنیم

با نفس مسیحائیش دل را زنده سازیم

و جانمان را طراوتی بخشیم.

هر چه جانمان زنده تر می شود

بیشتر در خواهیم یافت

که بضاعتمان مزجات تر است.

و هر چه بیشتر

غرق تماشای جمال یوسف زهرایی شویم

با تمام وجودمان در خواهیم یافت که

بضاعتمان مزجات است.

 

 

سید حسین موسوی

خرداد۹۱