کار و امیر مومنان
روزى شرایط مادّى زندگى بر امام على(علیه السلام) به قدرى تنگ شد که دچار گرسنگى شدید گردید. از خانه بیرون آمد و به جستجوى کار پرداخت. در مدینه کار پیدا نکرد، تصمیم گرفت به حوالى مدینه برود تا شاید در آنجا کار پیدا شود، به آنجا رفت، ناگاه دید زنى خاک الک کرده و منتظر کارگرى است که آب بیاورد و آن را گل نماید. حضرت على(علیه السلام) با او صحبت کرد و دریافت که او در انتظار کارگر بوده است. پس از قرارداد در مورد مزد کارگرى، على(علیه السلام)مشغول آب کشیدن از چاه وآماده کردن گل براى ساختمان شد و در پایان کار، مزد خود را که مقدارى خرما بود از آن زن گرفت و به مدینه بازگشت. وقتى به محضر رسول خدا(صلى الله علیه وآله)رسید، ماجرا را بیان نمود. پیامبر(صلى الله علیه وآله) و على(علیه السلام) با هم نشسته و از آن خرما خوردند و گرسنگى آن روزشان برطرف گردید.(
منبع: دفتر ایت الله مکارم شیرازی به نقل از بحارالانوار، ج 41، ص 33.
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۲ ساعت 1:6 توسط سید حسین موسوی
|