رسول خدا: من از پنج کار اطفال خوشم می آید

کودک، بازی کودکانحضرت سید هاشم حداد میفرمودند: چقدر من از این کلام رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم خوشحال می‏شوم و هر وقت یاد آن میکنم حالت ابتهاج و مسرّت به من دست میدهد، آنجا که فرموده است:

إنِّی أُحِبُّ مِنَ الصِّبْیَانِ خَمْسَةَ خِصَالٍ: الاوَّلُ أَنَّهُمُ الْبَاکُونَ؛ الثَّانِی عَلَی التُّرَابِ یَجْتَمِعُونَ؛ الثَّالِثُ یَخْتَصِمُونَ مِنْ غَیْرِ حِقْدٍ؛ الرَّابِعُ لَا یَدَّخِرُونَ لِغَدٍ؛ الْخَامِسُ یُعَمِّرُونَ ثُمَّ یُخَرِّبُونَ. [۱]

من پنج کار اطفال را دوست دارم:

اوّل آنکه پیوسته گریانند.

دوّم آنکه برسر خاک گِرد می‌‏آیند.

سوّم آنکه بدون حقد و کینه با هم دعوا می‏کنند.

چهارم آنکه برای فردا چیزی را ذخیره نمی‏نمایند.

پنجم آنکه خانه می‏سازند و سپس آنرا بدست خودشان خراب می‏کنند.

مراد آنستکه: اطفال چون به فطرت نزدیکترند، یعنی به توحید نزدیکترند؛ أنانیّت پوچ و استکبار واهی و شخصیّت مجازی در میانشان نیست. فلهذا چون خنده غفلت انگیز، و عمارتهای بهجت آمیز، و کینه‏های بی اساس امّا ریشه دار، و ذخیره کردن اموال و انباشتن بر اساس وَهم و پندار، و اتّکای به دنیا و دلبستگی بدان، در میان ایشان وجود ندارد یعنی همه بالفِطرَه اهل توحید میباشند و فنای آنان فطرةً در ذات خدا بیشتر است، بیشتر مورد علاقه پیامبر می‌باشند.

امّا همینکه به غرور جوانی و به کهولت و دوران کهنسالی و پیری میرسند و غرور شهوت و غضب و أوهام و اعتباریّات دامنگیرشان میگردد و حبّ مال و جاه و اعتبار در زمان پیری مغزشان را پر میکند، همه آن غرائز پاک و فطرت سالم و دست نخورده را از دست میدهند، و به باطل در برابر حقّ عشق می‏ورزند، و عمر و حیات و سرمایه علم و قدرت و امن و امان را به مُفت بلکه به منهای فائده و در برابر ضررهای هنگفت می‏فروشند و مبادله می‏کنند. و این موجب بُعد و دوری از رحمت خداست که ایشان را از وادی محبّت دور میکند؛ إلّا مَنْ عَصَمَهُ اللَهُ، وَ قَلیلٌ ما هُمْ.

__________________________________________________
[۱]کتاب «زَهْرُ الرَّبیع» سیّد نعمت الله جزائری، طبع سنگی، ص ۲۵۹

 

منبع: کتاب روح مجرد، ص: ۵۹۸